
|
دوشنبه ٢ آذر ،۱۳۸۸
روزگار
دمی با سایه ام در بحث بودم به یاد ، یادها در جنگ بودم زمانه با دلم ناسازگار است چه می شد روزگاری سرد بودم. به یادش لحظه ها ، بی اختیارم. همیشه با سیاهی جمع بودم. نگاهم از نگاهش در هراس است مگر من با دلش سخت بودم نمی دانم چرا آشفته حالم گمانم اینچنین قهر بودم مداوم با خودم اندیشه دارم. من از روز نخست دیوانه بودم [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
|
© 2004,moj362(AvayMoj).All rights reserved.
برداشت مطلب و عکس با ذکر ماخذ آزاد است
